محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

407

آثار عجم ( فارسى )

مصرع تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز اين است توبهء سائرين الى اللّه الى غير ذلك من الاصول « 1 » . و در اين مقام ، سخن بسيار است كه ذكر آنها موجب تطويل است ؛ بلكه مىتوان كتابى در اين باب نوشت . اندكى پيش تو گفتم غم دل ترسيدم * كه دل آزرده شوى ورنه سخن بسيار است * * * تذكره : چون شرح احوال چند نفرى از عرفا و فضلاى بعض از قصبه‌ها را ذكر نموده‌ايم از ارسنجان نيز چند نفرى را مسطور مىداريم : [ فضلاى ارسنجان ] جناب ملّا احمد : « 2 » اعلى اللّه مقامه ، جامع فضايل و حاوى خصايل بوده ؛ پس از فراغت از تحصيل علوم رسميّه و فنون عقليّه و نقليّه ، علايق و عوايق دنيويّه را ترك نموده ، خلوت را بر جلوت اختيار فرموده . اكثر ارباب حال و اصحاب كمال ، فيض‌ياب صحبت آن جناب بوده‌اند . مدّتها در شيراز ، توطّن گزيده و به ذكر حق آرميده . تصنيفاتى نثرا و نظما دارد « 3 » ؛ از جمله مثنويئى مسمّى به شوريّه « 4 » منظوم فرموده و همهء آنها را فقير ، مفصّل ديده‌ام . و بالجمله ، در سنهء 1274 در شيراز وفات يافته ، در دار السّلام ، قبرش زيارتگاه است . اولاد آن جناب : مرحوم ميرزا عبد الكريم : فاضلى است بلند پايه و كاملى گرانمايه . در حكمت الهى و و رياضى ، رتبهء بلند و مقامى ارجمند حاصل داشت . فقير مؤلّف ، قدرى از حكمت در خدمتش استفاده نموده‌ام . در سنهء 1310 در شيراز به رحمت حقّ پيوست . جناب ميرزا كرم على : برادر كهتر آن مرحوم است . در محامد صفات و پاكى ذات ،

--> و ان قلت ما اذنبت قالت مجيبة * حياتك ذنب لا يقاس بها ذنب يعنى هر گاه بگويم هديه فرستاد فراق از براى من جامه‌هاى اندوه و غم را ، مىگويى : اگر فراق نباشد ، پاكيزه نمىشود دوستى ؛ و اگر بگويم كه گناهى نكردم ، مىگويد در جواب : زندگانى تو گناهى است كه سنجيده نمىشود به او گناهى يعنى گناهى از آن برتر نيست . ( 1 ) . يعنى از اصولى كه پيش ذكر شد ؛ و فرمود : آن محصور است در اصولى چند كه يكى از آنها توبه بود . ( 2 ) . جناب ملّا احمد ، اصلا مازندرانى و ساكن ارسنجان بوده . ( 3 ) . اجوبه‌هايى است سؤالات هر كس را از هر چه ؛ و همچنين اندرزهايى است كه به بعضى فرموده . ( 4 ) . به ضمّ اوّل است .